من یه خونه می خوام،که بیرون اینجا باشه
بیرون این دنیا
بیرون از همه جا
فقط خودم باشم و خودم بی هیچ دل مشغولی و دغدغه
یه خونه داشته باشم
با یه سقف شیشه ای
با یه آسمون به وسعت و زیبایی آسمون کویر
پر از ستاره
وسیع...
صبح ها بتونم طلوع خورشید رو ببینم
شبها سعی کنم از کنار ستاره ها عمق آسمون رو حدس بزنم
انقدر به آسمون زل بزنم تا خوابم ببره
فقط خودم باشم و خودم
بی هیچ فکر اضافی...

بعد رو سقفم بارون بیاد
از اون بارونای ریزِ خوش آهنگ
با بوی خاک بارون خوردِ دنبالش
با باد و یک عالم برگ پاییزی...

...

چقدر من بزرگ شدم...