*  آدم همه جا چیز هایی می بیند که وجود ندارد. این چیزها همه در دل خود آدم است. آدم به یک جور
 درونگو مبدل می شود که از زبان آسمان و زمین و باد و خلاصه همه چیز حرف می زند. صدای عرعر خری
را می شنویم. خریست و فوق العاده هم خوشحال و نیکبخت است. به قدری خوشبخت است که فقط خرها
می توانند باشند. با خود می گوییم: " وای خدایا چه فلاکتی در این عرعر نهفته است! دلمان برایش کباب
 می شود. ولی این برای آن است که خر واقعی خود ماییم..."1

 


*  جدیدا بین صحبت کردن و چشمام یه رابطه مستقیم به وجود اومده.. تا میام با یکی صحبت کنم
چشمام تر میشه راه گلوم تنگ...

 


*  خدای من.. میدونم بنده خوبی برات نیستم ولی باور کن آدم خوبیم!

 

 

 

1. خداحافظ گاری کوپر             رومن گاری، سروش حبیبی