
دیگر کسی به عشق نیندیشید
دیگر کسی به فتح نیندیشید
و هیچ کس
دیگر به هیچ چیز نیندیشید
در غارهای تنهایی
بیهودگی به دنیا آمد
خون بوی بنگ و افیون می داد
زنهای باردار
نوزادهای بی سر زائیدند
و گاهواره ها از شرم
به گورها پناه آوردند...
چه روزگار تلخ و سیاهی
+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن ۱۳۸۵ ساعت 23:0 توسط لاله
|